محمد رضا واليزاده معجزى
200
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
شش ستون نظامى مركب از فوجهاى نادرى ، تيپ گارد سپه ، فوج سوار ، فوج پهلوى ترتيب داده شد و به منظور مقابله با قيامكنندگان و كوبيدن نيروى آنان از خرمآباد به كوهدشت اعزام گرديد و مراتب به تهران گزارش داده شد . در بين راه امان اللّه خان غضنفرى با كسانش به اين اردو پيوست و به كوهدشت رفت . هرستون در تحت فرماندهى يكى از افسران ارشد بود و فرماندهى كل ستونهاى ششگانه را خود سرتيپ محمد خان فرمانده لشكر به عهده گرفت و يك نفر سرهنگ را در خرمآباد به جاى خودش به كفالت گماشت . اردوى مزبور از همهجا رد شد تا به « پاپل كشكان » رسيد . شورشيان كه در تشكن بودند آن محل را ترك كرده به كوهدشت حركت و جبال فىمابين كوهدشت و تشكن را تماما سنگربندى و مراكز مستحكمى در سراسر اين جبال تهيه كردند . اردوى شاهبختى از تشكن كوچ كرده و از خط گراز به كوهدشت رهسپار [ شد ] . در مسير خط گراز جنگهاى سختى بين شورشيان و واحدهاى نظامى واقع گرديد ولى نتوانستند از پيشروى آنها « 1 » به كوهدشت جلوگيرى كنند و اردو به كوهدشت رسيد . مقارن با همين اردوكشى طوايف بالاگريوه هم به رياست مراد خان جودكى عليه لشكر ياغى شدند . اين ياغيان هم قبلا با امير اعظم پيمان اتحاد بسته بودند و براى اينكه لشكر را مجبور به جنگيدن در دو جبهه سازند ، از سمت ديگر به شورش برخاستند و سرهنگ بلوچ به مقابله با آنان رفت . ستون اول لشكر به اتفاق خود سرتيپ شاهبختى فرمانده لشكر از چگنى گذشته وارد محل معروف به « سرخدم » كه ابتداى خاك منطقه كوهدشت است ، شده بود و با اردوى امير اعظم كه به منظور مقابله با ستونهاى نظامى به طرف سرخدم حركت كرده بود مصادف شد . ستونهاى ديگر هم تعاقبا به سرخدم رسيدند و جنگ فىمابين شروع گرديد . جنگ به نهايت شدت رسيده بود و على التوالى سوار و تفنگچى از همهجا به يارى امير اعظم مىآمد و درنتيجه اردوى امير اعظم بر ستونهاى نظامى برترى پيدا كردند و با اطلاع و بصيرت كاملى كه به اوضاع جغرافيايى محل داشتند ، بالاخره آنها را در محاصره انداخته و ارتباطشان را در همهجا با محيط خارج قطع كردند و تمام راه را از خرمآباد تا كوهدشت مسدود نمودند ؛ بطورى كه لشكر نه راه برگشتن به شهر و نه قدرت پيشروى به جلو را داشت . نظاميان كمكم ذخاير مواد غذايى را تمام كرده در مضيقه افتادند . تا دو سه روزى هرفرد
--> ( 1 ) . اصل : آن .